تبلیغات
کانون حضرت مهدی (عج)
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا>
11:47 ب.ظ
389
::مهدویت و سینماى آخرالزمان::

موعودگرایى و مفاهیم آخرالزمانى، بستر دراماتیكى براى سینماى هالیوود است. تعداد فیلم‏هایى كه مستقیماً یا ضمناً با این تم‏ها ساخته شده‏اند، فوق انتظارند. 

مهدویت و سینماى آخرالزمان

 

نویسنده:حمیدرضا بیات

 

موعودگرایى و مفاهیم آخرالزمانى، بستر دراماتیكى براى سینماى هالیوود است. تعداد فیلم‏هایى كه مستقیماً یا ضمناً با این تم‏ها ساخته شده‏اند، فوق انتظارند. جاذبه‏هایى كه دنیاى نادیده و موعود در انتهاى خود با خود حمل مى‏كند، پر از اكشن، اهریمن، نجات دهنده و قدرت‏هاى محیرالعقول و گسست‏ها و پیوندهاى غیرمنتظره، در زمان و مكان است و مگر سینما به چیزى جز اینها استوار مى‏شود؟ جاذبه‏هاى بصرى و دراماتیك برخى از این فیلم‏ها نظیر آرماگدون، ترمیناتور، ماتریكس و...، هوش از سر تماشاگر عادت زده مى‏برد و ما را از نكته‏هاى اساسى‏ترى غافل مى‏كند. پایه‏هاى تئوریك و معرفتى این تصور از موعودگرایى بر چه پایه‏اى بنا شده است و این كه با تماشا و دقت در مبانى این سینما، دچار چه حس منفعلانه‏اى مى‏شویم؟
ساده نگرانه‏ترین حركت، شبیه‏سازى مفاهیم این سینما با مشتركات لفظى آن در تشیع و آه و حسرت و آرزو براى ساختن فیلم‏هایى با مضمون صریح‏ترى درباره مهدویت و انتظار است كه حتى در میان برخى نویسندگان و منتقدین هم دیده مى‏شود! در ادامه این نگرش، سعى در پیدا كردن اسرار و رموز صهیونیستى و استكبارى و پیچاندن همه آن چه در فیلم دیده مى‏شود، براى اثبات مقصود دل و محكوم كردن سازنده و نویسنده است؛ بدون توجه به درستى یا نادرستى ادعاها و مستندات.
در این میان، آن چه بیش از هر چیز خودنمایى مى‏كند، سینما است. محكوم كنندگان و آرزومندان، هیچ كدام به مبانى سینما توجهى نمى‏كنند و فارغ از باید و نباید ذات این هنر (صنعت) به مضمون و بیشتر از آن به پشت پرده سینما نظر دارند. سینما براى حیات و رشد خود، نیاز به درنوردیدن عرصه‏هاى تازه و حتى ممنوع براى داستان‏پردازى دارد. در این میان، هر قدر فضاى تاختن اسب خیال، خصوصاً در امور غیرمحسوس بازتر باشد، صنعت‏گران هالیوودى، عشق بیشترى به آن مى‏ورزند.
امروز در سده دوم تاریخ سینما، هیچ بخش جذابى از كتاب مقدس و آثار و افسانه‏هاى كهن و اعتقادات افسونگر ادیان و مكاتب الهى و غیر الهى، از دیدرس آنها دور نمانده است. اعتقاد به موعود و منجى و اجراى آخرالزمان كه فصل مشترك همه ادیان است نیز دستمایه جذابى براى بسیارى از كارگردان‏ها و تهیه‏كنندگان شده است؛ اما تنها چیزى از این مفاهیم در چرخه تولید سینما به كار گرفته مى‏شود كه با ماشین تخیل همسانى داشته باشد و به عبارت دیگر، به جذابیت درام و رونق مالى منجر شود و البته نباید و نمى‏توان نگرش و مبانى یهودى و مسیحى را كه در ساختار این سینما اهمیت زیادى دارد، ندیده گرفت؛ اما تفسیر و تعبیر و یا ترجمه و تأویل‏هاى غریب، بیش از همه به درك درست ما از آن سینما لطمه مى‏زند. آدرس غلطى كه به دوستى با دشمن یا دشمنى بیهوده منجر شود، جز ضرر هیچ بهره‏اى براى ما ندارد.
برخى برنامه‏هاى تلویزیون و نقدهاى مطبوعاتى كه براى روزنمایى و واشكافى از چهره فیلم‏هاى فریبنده آخرالزمانى ساخته و نوشته مى‏شود، مشحون از چیزهایى است كه كمترین ارتباط را با سینما و بیشترین سود را نصیب سازندگان آنها مى‏كند. معمولاً مخاطبین این برنامه‏ها و نقدها، شناخت دقیقى از فضا و متن ندارند و آن چه را ارائه مى‏شود، حقیقت مسلم فرض نموده، با دیدگاه غلط به تماشا و برداشت از فیلم مى‏نشینند و از سوى دیگر، تبلیغى ضمنى براى اذهان آشفته و جست‏وجوگر نیز به وجود مى‏آید كه اگر با همان تفاسیر ادامه یابد، به نتایج خطرناكى منجر مى‏شود. شناخت درست از هر موضوع و پدیده، شرط لازم نقد و اظهارنظر است و در این جا، علاوه بر شناخت مفاهیم كلامى، باید از سینما و رابطه آن با جهان نیز شناخت داشته باشیم.
در این میان، علاقه‏ها و جاذبه‏هاى خارج از متن نیز سعى مى‏كند راهى به سوى سینماى ایرانى باز كند و مفاهیم ظاهراً مشابه را بازسازى یا باز تولید كند. هر چند تعداد فیلم‏هاى سینمایى و سریال‏هاى تلویزیونى با چنین مضمونى چندان زیاد نیست؛ اما علاقه و اشتیاق كسانى كه سیاست‏گذارى مالى و فرهنگى این جریان را بر عهده دارند، آن قدر زیاد است كه مى‏توان انتظار داشت در سال‏هاى نه چندان دور، تعداد فیلم‏هاى آخرالزمانى در سینما و تلویزیون ما قابل تأمل شود.
گرچه ضعف تكنولوژى در سینماى ما، مانع از ساختن آثار خیره‏كننده با جلوه‏هاى بصرى بهت‏انگیز مى‏شود، اما لااقل در داستان‏سرایى و خلق موقعیت‏ها و شخصیت‏هاى بكر، تصور مى‏شود، چیزهاى تازه و بدیعى وجود دارد. حكایت‏ها و داستان‏هاى تاریخى دوران غیبت، ماجراهاى خارق العاده یاران و مرتبطین با امام زمان كه در منابع مختلف ذكر شده‏اند و نیز پیوندهاى موضوع مهدویت با جامعه معاصر و تبیین مفاهیمى مثل انتظار، غیبت، مصلح و منجى از دیدگاه تشیع، از دغدغه‏هایى هستند كه آن سیاست‏گذاران و احتمالاً سینماگران انتظار دارند در این سینما بازتولید و عرضه شوند؛ اما آن چه براى داشتن چنین سینمایى لازم است، بسیار فراتر از این تصورات است. بخشى از آن چه سینما را به وجود مى‏آورد، داشتن ایده جذاب و داستان خلاق است؛ اما تصور این كه با موضوعات احتمالاً پرمخاطب و پرجاذبه، مى‏توان اثرى سینمایى را به وجود آورد كه همه آثار و شرایط حرفه‏اى و هنرى را دارا باشد، اشتباه است. هر اثر هنرى، زمانى شكوفا مى‏شود و هویت مى‏یابد كه علاوه بر رعایت مراتب هنرى در آفرینش آن، بستر معرفتى و نظرى كاملى در محیط آن موجود باشد؛ یعنى سیاست‏گذاران و سینماگران، علاوه بر شناخت دقیق سینما، از مضمون - كه در این جا موعود و مهدویت است - نیز آگاهى و اشراف كامل داشته باشند و رابطه منطقى و عقلانى بین این دو را تبیین نموده باشند. این رابطه، كمك شایانى به دورى گزیدن از ورطه شعار و تبلیغات صورى مى‏كند.
در سال‏هاى اخیر، تعداد عناوین و نام‏هایى كه از سوى سیاست‏گذاران براى سینماى مطلوب ارائه، توصیه و تبلیغ شده است، كم نیست؛ سینماى معناگرا، سینماى مسلحانه، سینماى فرانگر و...؛ اما آن چه مغفول مانده و باعث ناتوانى در رشد این سینما شده، عدم معرفت و تبیین رابطه بین سینما و مضامین موردنظر سیاست‏گذاران مى‏باشد. در این موضوع، آن چه كم اهمیت و ساده تصور مى‏شود، این بستر و رابطه است كه در نمونه هالیوودى، دقیقاً مى‏توان این توانایى را دید.
رابطه متقابل سرمایه، تكنیك و خلاقیت، بر پایه‏اى از مبانى حساب شده نظرى استوار شده است كه هر چند ممكن است صرفاً جنبه سینمایى داشته باشد و فقط براى اثرى خاص بنا نهاده شده باشد، اما مخاطب، كاملاً آن را جدى گرفته، همچون جزئى از فرامین مقدس، باور مى‏كند. این رابطه و بستر، در سینماى ما غایب است. موضوع عظیمى مثل «مهدویت»، اگر فارغ از این مراحل ومقدمات به سینما راه پیدا كند، جز لوث كردن و از دست دادن فرصت‏هاى بدیع خود و احتمالاً تقلید خام از نمونه هالیوودى، دستاوردى نخواهد داشت.
پژوهش سینمایى در این موضوع و تبیین رابطه قابل دفاع سینما با آن، از بایسته‏هاى ورود به چنین عرصه‏اى است. تنها ادعاى داشتن منابع و ذخایر كافى نیست و نیاز جدى و عمیقى به كاوش‏هاى سینمایى و هنرى در آن وجود دارد.
منبع:ماهنامه پرسمان 1385 شماره50

 




طبقه بندی: داستان های اموزنده، مقاله، تصاویرزیبا، دلنوشته، ائمه اطهار، امام زمان (عج)،
برچسب ها: مهدویت، مهدویت و آخرالزمان، آخرالزمان، یا مهدی، محبان مهدی او خواهد آمد، منتظران قائم، مهدی العجل،